تبليغاتX
صبر



                 صبر

                                                شاید نام اینجا را باید مصائب علی (ع ) گذاشت
متن کامل خطبه سی و هفتم

برشمردن عملکرد خودش بر اساس عهدش با محمد ( ص ) و نیز عملکرد دیگران
پس از از بعثت رسول الله ( ص ) ؛ یعنی در زمانی که مردم هنوز برای ترویج دین خدا سُست بودند و کمبود بضاعت ایمانی در آن ها آشکار بود ، من برای ترویج دین خدا ، پیامبر ( ص) را یاری کردم . آن زمان که دیگران از ترس هلاک شدن به دست کفار ، احتیاط می کردند و خود را نشان نمی دادند ، من به طور آشکار یار و حامی پیامبر ( ص) بودم . آن زمانی که تازه مسلمانان ، از ترس جان خود ، حرفی درخصوص یار بودن با پیامبر خدا ( ص ) نمی زدند ، هرجا که ضرورت داشت من حرف می زدم و از دین خدا دفاع می کردمم . آن زمان که دیگران از پیشروی بیم داشتند ، من در روشنایی نور خدا به پیش می رفتم و باعث شکفته شدن غنچه های دین محمد ( ص ) می شدم و اگرچه در خصلت های معنوی از همه برتر بودم ، اما هیچ صدایی را برای خود نمایی از دهان خارج نمی کردم .
من اراده کردم از لحاظ علم و معرفت پیشرفت کنم و در این راه از همگان سبقت گرفتم . من همچون کوه همواره محکم و استوار بوده ام و هیچ عیبی در من وجود نداشته است تا بتوانند بر من خُرده بگیرند و زبان به نکوهش من بگشایند . دوست و یاور ضعفا و مظلومین بوده ام و حقشان را از ظالمین گرفته ام و به آنها بازگردانده ام . زور گویان و ظالمین نزد من ضعیف و بی مقدار بوده و من همواره با آنها در ستیز بوده ام تا حق مظلومین را از حلقوم آن ها بیرون کشم و به صاحبان حق برگردانم و در عین حال ، همیشه به رضای خداوند خوشنود بوده ام .
آیا چنین می پندارید که من بر رسول خدا ( ص ) دروغ می بندم ؟ به خدا سوگند ! من اولین یاور او بودم که بر پیامبری او گواهی دادم و اوامرش را اجرا کردم . پی نسبت دادن دروغ به او از توان من خارج بوده است . وقتی به امر خلافت اندیشیدم ، به دلیل این بود که رسول خدا ( ص ) مرا در این امر مکلف نمود . اذا پایداری در پیمانی که با رسول الله ( ص ) بسته ام ، وظیفه من است . بنابراین من آن پیمان را گرامی داشته ام و بر اساس آن گول بیعت دیگران با خودم را نخورده ام .


پ . ن 1 : سلام اول از همه فرارسیدن محرم رو و ایام شهادت امام حسین و یاران مخلصشون رو به همه مخصوصا آقامون امام زمان تسلیت می گم . ( خواشتم به شهادت مظلومیت رو هم اضافه کنم که دیدم امامان ما همه عمرشون مظلوم واقع شدن فقط ده روز ابتدای محرم که نبوده گرچه که توی این ده روز به اوج خودش رسیده )
پ . ن 2 : درباره اتفاقات اخیر مملکت . من نمی دونم این توهین به امام بزرگوارمون از طرف چه گروهی بوده ( طرفدارای موسوی بودن یا طرفدارای احمدی نژاد برای من اصلا فرق نداره ) کار پلید و زشتی انجام شده که باید محکومش کرد ، یعنی وظیفه همه ست . من هم این کار زشت و ظالمانه رو محکوم می کنم از طرف هر کس که بوده و با امام راحل و رهبر عزیزمون دوباره بیعت می کنم . خیلی خیلی از این اتفاق متاسف شدم  . خدا همه مون رو به راه راست هدایت کنه که بتونیم راه رو از چاه بشناسیم .
پ . ن 3 : سریال مسافران تموم شد . طنز انتقادی و جالبی که بعد از هر قسمتش که بابت اتفاقا حسابی می خندیدیم یه آه گندهم بابت گزارش هایی که بهرام واسه زُرک میفرستاد می کشیدم . گزارش هایی که همه از معضلات جامعه ، مردم و مسئولانمون بود تعجب کردم از این همه تحملی که مسئولان به خرج دادن ( گرچه که گزارش بهرام از قسمت آمار از زمین رو که یاد آور آمار های ارائه شده توی انتخابان بود حسابی قلع و قم کردن ) یادمه توی یه طنز مهران مدیری سرماجرای قیمت بنزین آقای خاتمی بدجوری جوش آورده بود . من که خیلی از این سریال راضی بودم دستشون درد نکنه امیدوارم که بازم از این کارای بدرد بخور انجام بدن .
پ . ن 4 : دعا یادتون نره . این ایام قلبای شکسته برای امام حسین دعاشون زودتر برآورده میشه  . من رو از دعای خودتون محروم نکنید .


   لینک به مطلب نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 14:47  توسط قاصدک 


متن کامل خطبه سی و ششم

هشدار امام به خوارج و بیم دادن آن ها از عواقب مخالفت هایشان
به شما هشدار می دهم که بیندیشید و بترسید از روزی که اجساد شما در زمین های پَست و ناهموار کنار این نهر ( نهروان ) به خاک افتاده باشد ، در شرایطی که هم از حجت پروردگار محرومید و هم حجت روشنی برای خود ندارید . شما در این جهان دچار گمراهی شده اید . بینش غلط شما در این دنیا مانع از دستیابی شما به حقیقت شده است . من با جریان حکمیت موافق نبودم ، اما شما آنقدر بر انجام آن و مخالفت با من پافشاری کردید که ناچار شدم به آن تن بدهم . ای آدم های ضعیف النفس ! ای نادانان غافل ! ای بی پدران ! من که قصد آسیب رساندن به شما را نداشتم .

عید غدیر ، عید ولایت ، عید شیعه رو به همه مخصوصا شیعیان تبریک می گم .
این عید باعظمت رو تبریک مخصوص می گیم خدمت آقامون امام زمان .


پ . ن : روزی کسی گفت توی اسلام دموکراسی نیست . اسلام یعنی حکومت فرد بر مردم . نمی دونم شاید این خطبه نهج البلاغه رو نخونده بود .
شاید خبر نداشت همین مردمی که پس فردا با حضرت علی بیعت می کنن چهار روز بعد زیر بیعتشون می زنن و مولا هم تسلیمشون می شه چون اهل بیت چند نفرن و مخالفان زیاد . شرط دموکراسی اینه که رای با اکثریته گرچه که اشتباه بگن وگرنه اگه دموکراسی نبود می رفت با ابو سفیان ساخت و پاخت می کرد ، می رسیم به خطبه های بعدی که بیانگر این مطلبه .
یا همین ماجرای امام حسین به دعوت اکثریت مردم قیام کرد . توی صحرای کربلا وقتی دید مردم رای شونو پس گرفتن خواست برگرده شهر خودش ولی یزید گفت یا با من بیعت می کنی یا نمیگذارم بری . و امام هم دیدین که در راه آزادگی چه مصائبی رو به جان خریدن (هیهات من الذله)  . یا ماجرای امام حسن . یا بقیه امام ها و مظلومیتشون .
پ . ن 2 : می بخشید نمی دونم چرا جمعه هامم شلوغ شده . فرصت کنم حتما به دوستان سر می زنم . عیدتون پیشاپیش مبارک .

 


   لینک به مطلب نوشته شده در  جمعه سیزدهم آذر 1388ساعت 9:58  توسط قاصدک 


متن کامل خطبه سی و پنجم

پند نگرفتن مردم از نصایح مبارکش قبل از حکمیت و پشیمانی بی حاصل آنها از عدم حمایت علی پس از واقعه حکمیت هرچند که روزگار ، این بلا و حادثه تلخ و دردناک را بر من وارد کرده است اما پروردگار بزرگ را شکر می گویم و گواهی می دهم که او یکتا و بیهمتاست و شهادت می دهم که محمد ( ص ) بنده و رسول اوست . نتیجه گوش ندادن به اندرز یک نصیحت کننده مهربان و دانا و مجرب ، چیزی جز حسرت و پشیمانی نیست . من در خصوص موضوع حکمیت با صراحت به شما امر کردم که از من پیروی کنید و برای شما ناگفته ای باقی نگذاشتم .
و در آن باب ، ای کاش که از رأی « قیصر » پیروی می شد . این یک ضرب المثل عربی است و اشاره دارد به نظر قیصر « غلام امیر حیره » که شرح آن از زبان سید رضی و قبل از شروع این خطبه آورده شد . اما هیهات که شما همچون مخالفان و جفاکاران و عهد شکنان با من رفتار کردید و نظر مرا به کار نگرفتید و حاصل آن شد که من از اصرار بیشتر ، خودداری کردم و وقتی دریافتم که به عنوان یک نصیحت کننده دلسوز ، اندرزهایم روی شما اثر ندارد ، دیگر بر پیروی شما از خودم اصرار نکردم . حال اوضاع من و شما مشابه سرنوشت شاعری به نام دُرَید است که به همراه برادرش بر « هوازن » تاختند ؛ یعنی من نظر خودم را قبل از حکمیت به شما گفتم و شما اندرز مرا قبول نکردید و روز بعد متوجه اشتباه خود شدید که دیگر دیر شده بود و رأی حکمیت صادر شده بود .

پ ن 1 : سه چهار روز پیش همسر دوستم که چند وقت پیش ازتون خواستم برای سلامتیش دعا کنین فوت کرد . بعد از ده ماه دست و پنجه نرم کردن با سرطان خون . به مراسم ختمش که رفتیم خیلی دلم برای دوستم سوخت بیش از غم ، بدبختی توی چهره ش بود . و بیشتر دلم برای بچه ش سوخت بچه شون یک سال و نیمشه . اون از همه بیچاره تر اگه دوستم بعدا بخواد ازدواج کنه این بچه بیچاره که مفلوک روزگار می شه .
پ ن 2 : از بین همه دوستان تنها کسی که ازدواج موفقی داشت ، همسرش رو خیلی دوست داشت و با برنامه و احساس مسئولیت بچه دار شده بودن همین دوستم بود .
پ ن 3 : فاتحه یادتون نره . برای همه رفتگان یه فاتحه بخونید .


   لینک به مطلب نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 10:58  توسط قاصدک